551
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 18:41
ذوق مرگ میشم بعدم جیغ میزنم *-* #چرا.انقد.کیوت؟ ^-^ :*
552
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 18:41
یادمه یه بار خونه تنها بودم. رفتم حموم . داشتم گریه میکردم. 4-5 سرمو محکم کوبیدم به دیوار یخ حموم. خودمو چنگ میندانداختم. تیغو گرفتم دستم . دستم میلرزید. لبام خشک شده بود. تیغو گذاشتم رو دستم. بعد خندم گرفت :)) چشمامو بستم. تیغو گذاشتم کنار.. رفتم زیر دوش.. آب یخ.. اومدم بیرون چشمام قرمز بود. تا اون...
553
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 18:40
لبام جرواجر شده بود میخواستم رژ بزنم خون میومد. رژو با پشت دست پاک میکردم. بعد پخش میشد دور دهنم. بعد مجبور میشدم برم صورتمو بشورم -_-